نامه ای به یادگاران دفاع مقدس
سلام؛ سلامي لبريز از اشتياق به شما كه رفتيد و ما از پس كوچكترين مسؤوليتهايمان بر نيامديم. آري بي مقدمه بر شرمندگي خود از جانفشاني شهدا، از جانبازي رزمندگان آگاهيم. مي دانيم كه در پس چهره به سيلي سرخ، دردهاست. فراموشمان نمي شود كه زمستان فصل درد پايي است كه كو ه هاي سر به فلك كشيده و برفي كردستان را در نورديده يا اگر بيشتر تجسس كنيم خواهيم فهميدكه هنگام انفجار، چند تركش در آن مأوا گرفته و پس از آن در كانال آب متصل به برق دشمن فرو رفته. زمستان يادآور همسنگراني است كه از سوز سرما ايستاده و سلاح به دست، جان به جان آفرين تسليم نمودند. فصل يخ شكني غواصها و به آب زدن است. مي دانيم كه تابستان فصل تاولهاست فصل آبله و سرفه، فصل خس خس سينه و بيهوشي حاصل از استنشاق گازهاي شيميايي دشمن بعثي. يادآور تشنگي و تعارف چند قطره آب كه در ته قمقمه مانده و آخر هم نصيب گرماي بيابان مي شود. يادآور خودروي حمل آب كه هنگام محاصره به طرف خط حركت كرد تا بچه ها را سيراب كند، اما آرزويش در زير باران خمپاره بر باد رفت.
فراموش نكرده ايم كه بهار هنگام نظاره گلهاي لاله، مراقبيد كه نسيم، پرپرشان نكند و با ريزش چند قطره اشك ياد آن لحظه كه ندانستيد چگونه خبر شهادت همرزمتان را به مادرش كه ...
موقع اعزام بعد از خدا او را به شما سپرده بود، برسانيد. مي دانيم هنگام آواز پرندگان صوت خمپاره در گوشتان مي پيچد و زير لب با خود زمزمه مي كنيد: «شهادت قسمت ما مي شد اي كاش»
پاييز هنگامي كه در خيابان قدم مي زنيد مراقبيد پا بر روي برگها نگذاريد. مي دانيد كه آنها خود افتاده و شكننده اند. ديگر نيازي به خرد كردنشان نيست.
گذشته را به ياد مي آوريد كه همرزم مجروحتان به دليل عدم توان مالي مداوا نشد ولي لب به سخن نگشوده بود. اما ديگر كار از كار گذشته و شما مانده ايد و خاطراتش. فراموشمان نمي شود كه شما مي جنگيديد، اما در شهر عده اي در ديد و بازديد و عده اي ديگر در كار دنيا بودند. مي دانيم كه شما مي گفتيد«ان اكرمكم عند ا... اتقاكم» و از گرفتن نشان و درجه بيزار بوديد و هنوز اگر دستتان برسد اهل واكس زدن پوتين بچه ها هستيد. هنوز هم مي دانيم كه با برخي مسؤولان جاه طلب مشكل داريد ، اما نه اهل تحصن هستيد و نه اهل شكايت، بلكه درد دل خود را نزد امام غريب و رحيم امام زمان(عج) مي بريد.
مي دانيم و مي شناسيم معبر را، سنگر و سربند و چفيه را، اما گفتيم تانگذاريد گذشته و افتخاراتش را در لا به لاي كاغذها و فيلمها گم شود و از جنگ و فرزندان امام فقط چند كليشه را بشناسيم و بهتر از ما مي دانيد كه اهل تحريف اگر بتواند آنچه بر سپاهيان محمد(ص) گذشت، پنهان خواهد كرد و افسانه خواهد ناميد، هر چند كه خورشيد در پشت ابرهاي تيره نخواهد ماند، اما فرزندانمان و آيندگان چگونه با اين نسل پاك آشنا شوند و چه كسي جواب آنان را خواهد داد؟ شورا، بنياد، سازمان، يا اداره نمي دانيم، اما از شما تقاضا مي كنيم خاطرات خود را مكتوب كنيد. آري آنچه دشمن مي خواهد اين است كه فراموشكار شويم. ما شما را از ياد ببريم و شما خاطرات خود را. پس بنويسيد كه تا قدم در راه نگذاريد تاريخ نخواهد نوشت و فرزندانتان با هزار سؤال مواجه خواهند بود.
به اميد روزي كه نهضت ثبت خاطرات و حفاظت از آثار و ارزشهاي دفاع مقدس و نشر آنها گستره تمام ايثارگران و دردمندان انقلاب را فراگيرد و اين خير شامل حال همگان گردد.
وب نوشته های یاسر ظریفی